X
تبلیغات
انجمن نویسنده گان بلخ
در گستره’ ادبیات و فرهنگ بلخ

آگهی سمپوزیم علمی ـ فرهنگی «نوروز و نقش تمدنی آن»

 

ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ و انجمن نویسنده گان بلخ در پیوند با 5688 مین سال بنیانگذاری جشن نوروز در بلخ، سمپوزیم علمی ـ فرهنگی دو روزه یی را زیر نام «نوروز و نقش تمدنی آن» در سه بخش مقاله های علمی، داستانها و سروده ها به روزهای 25 و 26 حوت سال 1387 برگزار میکنند.

عنوانهای گزیده شده برای مقاله های علمی عبارت اند از:

1 ـ تاریخ پیدایش نوروز؛

2 ـ نوروز در دوره های پیش از اسلام؛

3 ـ نوروز در صدر اسلام تا دورة عباسی؛

4 ـ نوروز در فارس و خراسان تا ایلغار مغول؛

5 ـ نوروز از عهد تیموریان تا امروز؛

6 ـ آیینهای نوروزی در روزگار ما در افغانستان؛

7 ـ آیینهای نوروزی در روزگار ما در ایران؛

8 ـ آیینهای نوروزی در روزگار ما در آسیای میانه و قفقاز؛

9 ـ آیینهای نوروزی در روزگار ما در آسیای صغیر؛

10 ـ نوروز در ادبیات.

تمام آثار باید بازتابگر جنبه های تاریخی و فرهنگی نوروز و حماسه های ملی و هویت ملی و تاریخ شش هزار سالة آریانا و خراسان کهن و افغانستان امروز باشند.

مقاله ها با ذکر منابع و مآخذ و حد اکثر با خط 12 در چهار صفحة کمپیوتر شده باشند.

صاحب اثر یک نسخة آن را با خود داشته باشد.

از تمام دانشمندان، محققان، داستان نویسان و شاعران ورجاوند آرزو برده میشود تا آثار خویش را به این سمپوزیم نامزد کنند.

واپسین روز پذیرش آثار، اول حوت 1387 تعیین شده است.

برای ده مقاله، سه داستان و سه شعر برتر جایزه داده میشود.

نشانی ما این است:

افغانستان، ولایت بلخ، شهر مزارشریف، جادة بیهقی، دفتر ریاست اطلاعات و فرهنگ

نشانیهای برقی:

balkh_writers@yahoo.com

samanianbalkh@googlemail.com

khaleeqbalkh@yahoo.com

شمارة تماس: 0093700508289

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 8:53  توسط گروه دبیران انجمن  | 

شناسنامهء کتاب:

·        نام کتاب: تاریخ ادبیات بلخ از کهنترین روزگاران تا اوایل سدة بیست و یکم

·        مؤلف: صالح محمد خلیق

·        ناشر: انجمن نویسنده گان بلخ

·        حروفچینی و برگ آرایی از: سهراب سامانیان

·        جای چاپ: کابل, چاپخانهء مسلکی افغان

·        تاریخ چاپ: 1387 هجری خورشیدی/5687 جمشیدی/2008 میلادی

·        شماره گان: 2000 نسخه

·        قیمت: 500 افغانی

 

فردوسیی دیگر و شاهنامه یی از نو

نوشتهء فیاض مهرآیین

آریانا ـ نامی است شکوهمند و درخشان که چون برلیان تابناک، جاودانه بر تاج تاریخ انسانی به ویژه قلب آسیا فروغ افشان است؛ زیرا گاهنامة شش هزار سالة آن در مرکزیت باختر و بخدی ـ این برخ بلند و روشن سرزمین ما ـ مشحون از ظهور پدیده های پایا و پر ابهت فرهنگی و تمدنی بوده که سهم ارزنده و برازنده یی را در پیشرفت کاروان تمدن بشری ایفا نموده اند.

یکی از جلوه های جاوید و فروزان فرهنگ آریایی و آریانای دیرین سال که از کهن روزگاران تا امروز جانمایة پایداری و ماندگاری ملت ما را در برابر هجومها و ایلغارهای سیل آسا و ویرانگر بیگانه گان ساخته و میسازد، زبان و ادبیات غنامند ما است.

سخن وخشورانه یی است که : «هر ملت با زبان خویش زنده است و زبان با ادبیات خویش.»

بلخ یا بخدی باستانی پرورشگاه کهنترین زبان آریایی ـ آریک ـ است که از آن زبانهای کهنی چون سانسکریت، اوستایی و فرس باستان زاده شده و از تداوم مستقیم زبان آریک ـ اوستایی ـ آریایی، زبان دری ظهور کرده که بدین ترتیب زبان دری و یا فارسی دری و تاجیکی وارث بلافصل ادبیات گرانسنگ و غنامند آریایی در توالی پنج ـ شش هزار سال است.

ادبیات پر جلال و جلوة دری با آن تنوع عظیم از نظر شکل و محتوا، مظهر و آیینة تمام نمایی از روح بزرگ و متعالی و تاریخ شکوهمند و پر شیب و فراز آزاده گان آریانا زمین و همه مردمان حوزة تمدنی ما است که در گذر زمانه ها از کرانه های بزرگ دریای هند تا نیل و قلب یوروپ به زبان شیرین و شیوای پارسایی پارسی دری با هم سخن میگفته و یا تجربیات شگرف معنوی و دردها و دریافتهای حسی و عاطفی خویش را میسروده اند و هنوز نیز در این جغرافیا و فراتر از آن، در آن روی سیارة ما ملیونها انسان، این زبان را رساترین ابزار بیان احساس و عواطف انسانی خویش میشمرند و واژه های آن را چون گران ارج ترین گوهرها تجلیگاه و آذین گر اندیشه های لطیف خویش میسازند.

و اما آیا شگفت انگیز نیست که این زبان و ادبیات ژرف و پهناورش در مهم ترین گهواره اش یعنی بلخ، هنوز آن چنان که باید به دقت از نظر تاریخی به شناخت گرفته نشده است؟

سده ها قبل شمس قیس رازی پژوهنده و دانشمند نامور ادبیات در المعجم خویش زبان فارسی دری را لغت اهل بلخ و بخارا نامیده بود. البته منظور از بلخ و بخارا همین محدودة جغرافیایی امروزین دو ولایت نه، بلکه جغرافیای گستردة خراسان و فرارودان آن روزگار بود که زیر این دو نام گرامی می آمدند و اکنون بر پاره های آن جغرافیای پر عظمت و شکوهمند بنا بر تصاریف روزگار و در اثر ضربات تبر استعمار چندین محدودة سیاسی با پسوند ... «ستان» پا به عرصة وجود نهاده اند.

و چه دردناک است که از بیداد زمانه، امروز شعر آدم الشعرا در همان شهر خودش غریب می نماید و کم مانده که «مادر شهرها» از فرزندانش چنان دور شود که انگار رابطة مادری و فرزندی اصلاً وجود نداشته است. سخن تنها بر سر شهرهایی نیست که از این مادر زاده شده اند سخن بر سر آن فرزندان بزرگ ـ آن نوابغ و وخشوران سترگی هم است که در دامان این مام گرامی پیدایی یا پرورش یافته و با فراورده های هنری و اندیشه گی و با دیانت، دانش، ادب و عرفان خویش بر اقصا نقاط گیتی و از ژرفای قرنها چون خورشید، گرم فروغ افشانی اند، اما همتباران بلخی آنان از آن تاجهای افتخارات بزرگ، و حتی از شناخت آنها فرسنگها فاصله دارند و جز در آغاز «نام» دیگر چیزی از تاریخ آن نه این که نمیدانند بل فاجعه این جاست که آن را بیگانه میشمرند، زیرا از کثرت افسون بیگانه گان چنان از خود بیگانه شده اند که در عصر نازیدن اقوام دیگر بر فراعنه، چنگیزها، اسکندرها و نرونهای خون آشام شان، اینان بر چهره ها و نامهای مقدس نیاکان یزدان شناس و معنویت آفرین فرهنگی خویش لجن می افشانند و حتی برخی آگاهان شان به دلیل خجولی و خودنشناسی و «جبن تاجیکانه» مفاخر ملی و قومی خود را به «خال هندوی» دیگران میبخشند:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را     به خـال هندویش بخشـم سمرقند و بخارا را

     «حافظ»

روزی و روزگاری که این گونه مصیبت دامنگیر این قوم بود، حکیم فردوسی ظهور کرد و با سی سال رنج، عجم را بدان پارسی زنده کرد:

بسی رنج بردم درین سال سی        عجم زنـده کردم بدین پارسی

«فردوسی»

در روزگاران سیاه دیگری که ایلغار خونبار مغول بساط هرچه فرهنگ را در فرارودان و خراسان در نوردیده بود، مسیحایی از بلخ برخاست و در روم با نعرة «های و هوی» خویش و با بانگ آتشین نای ملکوتی اش این زبان بهشتیان و ادب آن را نه تنها زنده نگه داشت بلکه جهانی اش ساخت. قرنها بعد میرزا عبدالقادر بیدل و علامه اقبال لاهوری وثیقة جاودانه گی سطوت تاریخی سخن دری را بر نیم قاره نگاریدند.

آری آن بزرگان و همانندان شان بی نیاز از تیغ و لشکر کار لشکرهای بی شمار مهاجم را ساختند و نیات پلید دشمنان فرهنگ و مدنیت حوزة تمدنی ما را سترون کردند.

در عصر بیستم در دوران بی مهری کوردلانة روزگار که صرصرهای تند پاییزی شمال باغستان فرهنگ ما را در آن سوی رود مقدس «داییتیا» پراگنده و پاشان ساخته و به دست فراموشی سپرده بود، بزرگمردی چون بابه جان غفوری دانشمند دلیر و ژرف نگر پا به میدان نهاد و اثر حیاتبخش تاریخی اش ـ تاجیکان ـ را نگاشت.

و اما در بلخ و بر بلخیان همچنان بر ضخامت غبارهای خود فراموشی تاریخی افزوده میشود. برای ما بلخ را کسانی به معرفی میگیرند که خود آن را ندیده و از آن بیگانه اند و حتی «سمنگان» را که در جغرافیای بلخ بامی جایگاه روشن و مشخص دارد نام و دیاری نا پیدا و افسانوی میخوانند! .. مگر این مادر که زردشتها، اسفندیارها، جاماسپها، ابن سیناها و مولاناها را پدید آورده، اکنون عقیم شده است که نمیتواند فرزندان دانشور و روشنگری را در پهنة خودشناسی و خودآگاهی پدید آورد و بر این همه کوششهای تباهگرانه در راستای مسخ هویت فرهنگی و تاریخی اش خط بطلان کشد؟

از دیری در این زمینه زقوم دوزخی یأس بر دلها ریشه دوانیده بود! مگر اینک ما شاهد خشکیدن این زقوم و رویش نیلوفر امید استیم.

و «خلیق» با آن بردباری و شکیبایی و تلاش شب و روز و با عشق فردوسی وارش، کارندة این گل امید در دلهای شیفته گان ادب، فرهنگ و هویت فرهنگی تاریخی اصیل و پالودة آریانا و بلخ الحسنا شد.

«تاریخ ادبیات بلخ» نخستین اثر با این دقت و گسترده گی در این عرصه در اعصار متأخر است که توسط یک فرزند برومند بلخ به رشتة نگارش کشیده شده است.

تاریخ ادبیات بلخ ـ که اینک فرا روی شما خوانندة گرامی قرار دارد، فرآوردة کوششها و تلاشهای مداوم و طاقت سوز انسانی فرهیخته، متواضع، کم ادعا، بسیار کوش، ژرف بین، خود آگاه و متعهد به اصالتها و ارزشهای حیاتبخش ملی و تاریخی آریانا و باختر یا بلخ بامی است. او (خلیق) بیش از یک دهه رنج برده و به سهم خویش توانسته است برای زنده و فروزنده نگهداشتن شمع هویت فرهنگی تاریخی این مرز و بوم، که از دیری بدین سو فراراه بادهای نا خجسته و لجن پراگن مسخ، بیگانه گرایی و خود فراموشی قرار گرفته و پیوسته کم سو میشد، کاری ارزشمند و مهمی را به سر رساند.

اگر شاهنامة کبیر فردوسی، روح بزرگ حماسی و آزادیخواهانة ملت ما را در میادین نبردهای باستانی و داستانی به تصویر کشیده و در پیکر پامال شدة یک ملت در بند پس از دو قرن سکوت زنده گی دوباره دمیده و از گنگی بدرش آورده است، «تاریخ ادبیات بلخ» نگاشتة دانشمند، پژوهنده و شاعر توانمند ـ جناب خلیق ـ حضور این روح بزرگ را در میادین ادب و فرهنگ طی بیش از پنج هزار سال نشان داده است. هرگاه بلخیان و باختریان اصیل بدان به دیدة دقت نگاه کنند، جایگاه بلند خویش را در سکوی فرهنگ انسانی درخواهند یافت، و به آن پله از خود آگاهی ملی فرهنگی و تاریخی عروج خواهند کرد که بر «جبن قومی» و خود فراموشی دیرینه فایق آیند و با جسارت از هویت و مفاخر تاریخی و فرهنگی خویش و از «من» بزرگ خود یاد و پاسداری کنند. بر خویش و سهم عظیم مردم خویش در گنجینة فرهنگ و ادب انسانی ببالند، راه خویش را به سوی خودشناسی ژرفتر و گسترده تر، به سوی انسجام و همپیوندی استوارتر و سر انجام به سوی اوج عزت و اقتدار تاریخی در خور شان خویش همانند نیاکان خود بپیمایند.

کم نیستند آثاری در زمینة ادبیات، تاریخ و تذکره نگاری پیرامون معرفی شاعران و خامه به دستان که توسط شماری از فرهنگیان در گذشته و امروز نگاشته شده و به چاپ رسیده اند؛ اما تقریباً همة این آثار چیزی بیش از یک شناسوارة نا تمام و تکراری ادیبان نبوده اند که جز شناختی ناقص، از شخصیت و آثار یک ادیب مفهوم و کارآیی دیگر برای خواننده نداشته اند زیرا تقریباً همه تذکره نگاران در معرفی هویت تباری بخشی عظیم از فرهیخته گان و ادب آفرینان ما یا به خطا رفته اند و یا از ابراز اصالت هویتی آنان پرهیز کرده اند اما در مورد دیگران صراحت داشته اند! مثلاً وقتی از حضرت امیر علی شیر نوایی دانشمند و شاعر بزرگ ترکی چغتایی یاد کرده اند هویت قومی او را روشن ساخته اند، اما زمانی که سخن از حضرت مولانا جامی رفته، مهر سکوت بر لب زده اند و اکثراً شخصیتهایی چون مولانای بلخ را شخصیتهای جهانی معرفی کرده و به همین بسنده نموده اند. حالانکه ملت متمدنی چون انگلیس، هرگز حاضر نیست از قومیت انگلیسی ادیب بزرگی چون شکسپیر، به بهانة جهانی بودن شخصیت وی، چشم بپوشد!

خلیق با احاطه و آگاهی ژرفی که از تاریخ و اساطیر میهن و ملت خویش دارد در بسیاری از آثارش مظهر و آیینه دار خودشناسی و خود آگاهی راستین ملی و فرهنگی ما و متعهد به آرمانهای بلندی است که برای برخیها ـ علیرغم ادعای فرهیخته گی ـ حتی درک آنها دشوار است.

خلیق و اثر پژوهشی گران ارج وی ـ تاریخ ادبیات بلخ ـ را در وضع کنونی، از جهت نقش آگاهیبخش و اهمیت تاریخی آن در مقیاس بلخ و حوزة فرهنگی باختر، میتوان با فردوسی بزرگ و شاهنامة کبیرش سنجید.

پیام و پیآمدهای حیاتی این کتاب نه تنها امروز بلکه در آینده ها باز هم روشنتر و ارجناکتر دریافته خواهد شد. و این «تاریخ ادبیات» چونان کتیبه یی تابناک و خراش ناپذیر بر تارک کاخ هویت و اصالت بلخ و بلخیان آزاده و اصیل خواهد درخشید و بر مدعیات فریبکارانه و محیلانة مهاجمان تازه از راه رسیده، غارتگر و مسخ کنندة هویت و فرهنگ این مرز و بوم مهر بطلان خواهد کوبید.

آری چقدر مضحک است به رسوبات ایلغارگران خونریز و فرهنگسوزی که مولانا و خاندانش و هزاران مولانای دیگر از شر شان ترک میهن کرده و یا در آتش شرارت آنان یک جا با شهر شان سوختند، شناسنامة «همشهری گری مولانا» داده شود حالانکه همشهریان و همتباران راستین مولانا هنوز از خواب مقناطیسی قرون بدر نیامده باشند نه خود را دریابند و نه مولانا را ـ «تاریخ ادبیات بلخ» ـ آغاز مبارکی است برای پایان دادن به این خواب منحوس مقناطیسی به ویژه در گسترة ادبیات معاصر ما. پیامد این فرآیند سر انجام بیداری، آگاهی و همبسته گی توده یی خواهد بود که فصل نوین و طلایی تاریخ، تمدن و فرهنگ منطقه و حوزة تمدنی ما را رقم خواهند زد.

خداوند به زنده گی و خامة خلیق و رسالت بر دوشان همانند او برکت، پایایی و زایایی فزونتر ارزانی داراد!

 

«تاریخ ادبیات بلخ»

منبعی معتبر و مستند در شناخت دوره های گوناگون ادبی بلخ

 نوشتهء محمد عمر فرزاد

بلخ این نام فرو رفته در اعماق تاریخ با دیرینه گی پنجهزار سال، در هر مقطعی از دوره های زمانی خود گهوارة زایش و پرورش بسا از آیینها و باورها و مرکز تلاقی مدنیتهای تابناک بشری بوده است. امّا با دریغ که امروز از آن شکوه و جلال گذشته نه تنها یادگار و نشانه یی بلکه کتاب و اثر مدونی که بازگوی تاریخ پر خم و پیچ این شهر ولو به طور اجمال و تصویرگر توالی مدنیتهای درخشان و تراکم رویدادهای آن باشد نیز در دسترس نیست.

امروز اگر محقق و یا علاقه مندی خواسته باشد تا با تاریخ بلخ آشنایی مختصری به هم رساند، جز با تورق و تصفح و نشانه یابی چندین کتاب، آن هم از میان کلیات رویدادها و یادمانها، نمیتواند به این مأمول دست یابد.

همین طور جهت باز شناخت نام آوران انوشه یادی که در عرصة ادبیات از این سرزمین برخاسته اند و بازماندة اندیشه های آسمانی شان بخش ضخیمی از ادبیات جهان را تشکیل میدهد، یادنامه و تذکرة جامعی در اختیار نداریم.

کتاب «تاریخ ادبیات بلخ» فکر میکنم در این راستا و در مورد سیر و تطور مراحل ادبی و آشناسازی خواننده به عصر زنده گی و حیات شعرا و نویسنده گانی که در دوره های مختلف تاریخ از این خطّه برخاسته اند، نخستین اثر مدون، جامع و مشبعی باشد که تا امروز جای آن در میان کتب ادبی تاریخی و متون پژوهشی ما خالی بود.

صالح محمد خلیق نویسنده، محقق، ادبیات شناس و شاعر بلند پایة بلخ با احساس نیاز به چنین مأخذی به کار تألیف تاریخ ادبیات بلخ همت گمارده که کاریست بسی والا، ارجناک و ستودنی.

اگر چه قبل بر این نویسنده گان و محققین فرهیخته یی همچون شادروان مولوی خال محمد خسته، مولوی محمد حنیف حنیف بلخی و مولوی ابوالاسفار بلخی نیز روی این آرزومندی آثار مغتنم و در خور ستایشی آفریده اند، چنان چه کتاب ارزشمند «پر طاووس یا شعر فارسی در آریانا» نگارش دانشمند گرانمایه مولوی حنیف حنیف بلخی در برگیرندة شرح حال و نمونة آثار یک هزار تن از سخنوران و اندیشمندان کشور ما و از جمله حوزة فرهنگی بلخ است، اما ویژه گی «تاریخ ادبیات بلخ» در این است که مؤلف در این کتاب تنها به ذکر سوانح و نمونة اثر سخنسرایان و نویسنده گان مورد بحث بسنده نکرده فضای نشو و نموی فکری هر دورة ادبی بلخ را به تصویر میکشد.

آنچه بیشتر به فخامت و ارزشمندی کتاب می افزاید دقّت آمیخته با وسواس مؤلف است در گزینش اصالتهای پژوهشی و همچنین ذکر منابع و سرچشمه های مورد استفاده که هر جُسته و دریافتی را به یک و یا چند مآخذ احاله کرده.

مؤلف با ده سال کار پیگیر و کاوش در متون گاهنامه ها، تذکره ها، جُنگها، دستنویسها و مراجعه به نسخ و مرقعات مطبوع و غیر مطبوع این اثر را به اکمال رسانیده که به صحت و ثقت هر چه بیشتر آن می افزاید. این کتاب تحقیقی مطابق به آخرین شیوه های پژوهشی نگارش یافته و خواننده را علاوه بر دریافت مطالبی پیرامون احوال و آثار یک شاعر و یا یک نویسنده به اوضاع مسلط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر زنده گی او نیز آشنا میسازد. همچنین اشارات تلمیحی و درنگهای ظریفانه یی با ارتباط بعضی خیزشها و مقاومتها که در سده های هفت و هشت میلادی سراسر خراسان را فرا گرفته بود از ویژه گیهای دیگر این کتاب است که بسیاری از نویسنده گان ما روی ملاحظاتی به آن نپرداخته یا از آن سرسری گذشته اند.

کتاب «تاریخ ادبیات بلخ» میتواند یکی از متون معتبر و مستند در شناخت دوره های مختلف تاریخ ادبیات بلخ و حوزة فرهنگی مربوط آن و زدایش زنگار فراموشی از سیمای یک سری سرایشگران و نویسنده گانی باشد که طیف رنگین ادبیات ما را از شهرها تا دهکده ها و کوهپایه های این سرزمین درخشنده گی و جاویدانه گی بخشیده اند.

در فرجام جا دارد که این پیروزی در خور ستایش را به نویسندة گرامی صالح محمد خلیق شادباش گفت و توفیقات بیشتر او را در کارهای تحقیقی در این عرصه آرزو کرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:55  توسط گروه دبیران انجمن  | 

آگهی انجمن نویسنده گان بلخ

 

به بزرگداشت و پذیرة 5687 مین سال پایه گذاری جشن ملی و فرهنگی باستانی نوروز آریایی در بلخ بامی، این گهوارة نخستین فرمانروایی و مدنیت آریانای کبیر، انجمن نویسنده گان بلخ آزمون ادبیی را در سه گستره اعلام میدارد:

1 ـ شعر : چهار جایزه به نامهای دقیقی بلخی، رابعة بلخی، حکیم ناصر خسرو بلخی و استاد خلیل الله خلیلی.

2 ـ داستان : چهار جایزه به نامهای مولانا جلال الدین محمد بلخی، حکیم فردوسی، مولانا عبدالرحمان جامی و استاد رهنورد زریاب.

3 ـ پژوهش ادبی ـ تاریخی : چهار جایزه به نامهای ابن سینای بلخی، ابو ریحان بیرونی، عمر خیام نیشاپوری و استاد عبدالاحمد جاوید.

بهترین آثار افزون بر دریافت جایزه های یاد شده، در جشنوارة ادبی نوروز آریایی که به روز 24 حوت 1386 برگزار خواهد شد به خوانش گرفته خواهند شد. آثار برنده و گزیده ترین آثار رسیده در گزینه یی ویژه به چاپ میرسند.

به آثاری حق تقدم داده خواهد شد که از گوهر هنری و فنی لازم برخوردار بوده، درونمایة آنها را آگاهی ژرف، شناخت عمیق و توصیف دقیق و نو آورانه از جوانب گوناگون تاریخی ـ تمدنی، فرهنگی، جامعه شناسیک، زیست محیطی، فلسفی، زیبایی شناسیک و کارآیی هویتی یا هویت سازی نوروز آریایی تشکیل دهند.

نوروز یکی از درخشان ترین نمادهای فرهیخته گی، خرد ورزی، یزدانپرستی، طبیعت دوستی، عشق به زیبایی حقیقی و زیبایی پسندی، تمدن سازی و ماندگاری ملت و فرهنگ ملی ما در گذر زمانه ها و یکی از مولفه های شگرف همبسته گی فرهنگی در حوزة تمدنی آریانای بزرگ و همة ملل همریشه و همزیست با مردم ما است. بناءً از همة شاعران، داستان نویسان و پژوهشگران گرامی خواهشمندیم که در این آزمون و جشنوارة ادبی اشتراک ورزند.

 

زمان پذیرش آثار : الی تاریخ 22 حوت 1386 هجری خورشیدی.

 

مرجع پذیرش : دفتر انجمن نویسنده گان بلخ، یا ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ واقع باغ حضور.

 

شماره های تماس:

0700508289   

0778819589

 

پیک برقی (ایمیل) :

 balkh_writers@yahoo.com

khaleeqbalkh@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 9:33  توسط گروه دبیران انجمن  | 

Ebrahim Amini

سخنی نو:

«وقتی هوای چشم ترا مه گرفته بود»

 

مجموعه یی از سروده های زیبای ابراهیم امینی شاعر جوان و عضو انجمن نویسنده گان بلخ زیر نام «وقتی هوای چشم ترا مه گرفته بود» اخیراً از سوی انجمن فرهنگی بابر میرزا با شماره 1000 در 56 صفحه به چاپ رسید.

این جُنگ ارزشمند، 52 قطعه شعر که بیشتر در قالب غزل و کمتر در قالبهای رباعی، دوبیتی و مثنوی را در بر گرفته است.

ابراهیم امینی از شاعران جوانی است که از سال 1384 هجری خورشیدی عضویت انجمن نویسنده گان بلخ را دارد. او در سال 1365 در دامنة کوه البرز در فرمانداری چمتال ولایت بلخ زاده شد و حالا در یکی از مکاتب شهر مزارشریف دانش آموز است.

«وقتی هوای چشم ترا مه گرفته بود» نخستین جُنگ از سروده های اوست که به چاپ رسیده است.

اینک سروده یی از ابراهیم امینی:

چشمهای شبزده

با چشمهای شبزده آشوب میکنی

هر چه بدی است با نظری خوب میکنی

اما به سان باد از این کوچه میروی

ما را خیال سنگ و گل و چوب میکنی

تو با نگاه ساده و آیینه افگنت

ما را هزار آیینه مجذوب میکنی

شاید منم که آمده ام خانهء شما

آن گرد و خاک فرش که جاروب میکنی

یک بار بوسه یی بسرابر دو گونه ای

کز انتظار این همه مرطوب میکنی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:40  توسط گروه دبیران انجمن  | 

سید عاصف حسینی در انجمن نویسنده گان بلخ

 

انجمن نویسنده گان بلخ در عصر پنجشنبه 13 سنبله 1386 سید عاصف حسینی، شاعر و نویسندة جوان و شناخته شدة کشور میزبانی کرد.

در این برنامه ضمن این که گروهی از شاعران و نویسنده گان باشندة بلخ آثار خود را خواندند، بخش نخست محفل ویژة سید عاصف حسینی بود که سروده های زیبایش را به خوانش گرفت.

سید عاصف حسینی در سال 1359 در شهر مزارشریف (مرکز ولایت بلخ) زاده شد و در کودکی به کشور ایران مهاجر شد و پس از حکومت طالبان، چند وقتی میشود که در شهر کابل زیست دارد و شعر و داستان مینویسد، گرافیک کار میکند و گهگاهی هم فلمهای کوتاه مستند میسازد. از او چندین اثر شعری و گزارشی به چاپ رسیده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 11:58  توسط گروه دبیران انجمن  | 

 خوانندهء عزیز، سلام!

پیش از همه، شما را به برنامة هفته گی «خوانش، نقد و بررسی شعر، داستان و طنز» انجمن نویسنده گان بلخ، که به ساعت 4 عصر روز پنجشنبه 25 اسد 1386 خورشیدی در تالار کتابخانة مولانا خسته (افغانستان ـ مزارشریف ـ جادة بیهقی، تعمیر مطبعة دولتی بلخ) دایر میگردد، دعوت میکنیم.

در برنامة این هفته، مهمانی خواهیم داشت که از راه دور به زادگاه خود برگشته است. ایشان جوان داستاننویس پُر کار، حبیب صادقی هستند که سالهاست در ایران زیست دارد و حالا که به افغانستان آمده است، علاقه مند شرکت در برنامة هفته گی «خوانش، نقد و بررسی شعر، داستان و طنز» انجمن نویسنده گان بلخ است.

در این برنامه، حبیب صادقی، یکی دو داستان تازة خود را خواهد خواند و داستاننویسان دیگری از بلخ چون یعقوب ابراهیمی، سهراب سامانیان، محمد امین محمدی، فرخنده آرزو، زهرا احمدی و دیگران نیز داستانهایی را به خوانش خواهند گرفت.

البته باید گفت که برنامه کلاً ویژة داستان نیست بلکه طبق معمول یک بخش آن را داستان تشکیل خواهد دارد و شاعران بلخی در بخش دوم (شعر) میتوانند آثار جدید خود را به خوانش بگیرند.

در انتظار گرمی نفسهای شما در تالار کتابخانة مولانا خسته (ساعت 4 عصر پنجشنبه 25 اسد) میباشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 13:11  توسط گروه دبیران انجمن  | 

خواننده گان عزیز، سلام!

 

دیری بود که در وبلاگ انجمن نویسنده گان بلخ مطلب جدیدی نگنجانیده بودیم و از این روی از شما عزیزان پوزش میخواهیم ولی این بدان معنا نیست که انجمن نویسنده گان بلخ در این مدت طولانی فعالیتی انجام نداده باشد چون محافل عصرهای پنجشنبة این انجمن در تالار کتابخانة مولانا خسته هنوز از نفسهای شاعران و نویسنده گان جوان گرم و حتا گرمتر است.

پس از محفل ویژة نقد باور بامیک، به علاوة چندین برنامة هفته وار خوانش، نقد و بررسی شعر، داستان و طنز، محافل ویژه یی نیز برگزار شد که از جمله میتوان از نقد و بررسی شعرهای منیر غفوری، نقد و بررسی شعرهای سهراب سیرت، نقد و بررسی داستانهای فرخندة آرزو، نقد و بررسی و توزیع مجموعة سروده های فریبا سهبا و … نام برد.

همچنان انجمن نویسنده گان بلخ در این مدت میزبان گرانمایه گان ارجمندی از کوی های دور و نزدیک بود که در عصرهای پنجشنبه آمدند و چای تلخ انجمن را با شعر خویش شیرین ساختند. حضور استاد حیدری وجودی شاعر متصوف شناخته شدة کشور، استاد ضیای رفعت شاعر معاصر و استاد دانشگاه از کابل، فرید اروند شاعر جوان و شناخته شده از اروپا، قدیر روستا شاعری نوگرای دیگر از سرپل و … انجمن و انجمنی ها را افتخار و فیض فراوان بخشید.

در نشستهای هفته وار خوانش، نقد و بررسی شعر، داستان و طنز از بزرگانی چون ویلان باختری، صالح محمد خلیق، ژکفر حسینی، تقدیر ساپی، سید یحیی نادری، صادق عصیان، وهاب مجیر، باور بامیک، شفیق نامدار، فیروز خاور، حنیف ثابتی، عزیز احمد بلهیکا و از جوانانی چون حسین آرش، یعقوب ابراهیمی، سهراب سامانیان، ابراهیم امینی، بزرگ امید، عبدالمتین آذریون، امین محمدی، فرخنده آرزو، سید نجیب الله، افتخاری، بلخابی، علیپور، خوشه چین، حیاتی، زهرا احمدی، سادات، مهوش، سهبا، آرمان، سهراب سیرت، منیر غفوری، بنفشه ارنواز و … تا خوردسالترین عضو انجمن، فیاض ویرای 13 ساله که دوامدار حضور دارند، شعرها، داستانها و طنزهای خویش را برخوانده اند و بدون هیچ تعصبی روی هر اثر، هر عضو انجمن ابراز نظر کرده اند.

… و قرار است ساعت 4 عصر روز پنجشنبه 18 مردادماه (اسد) 1386 در تالار کتابخانة مولانا خسته (افغانستان، مرکز استان بلخ (شهر مزارشریف)، جادة بیهقی، تعمیر مطبعة دولتی بلخ) همچنان یکی از محافل هفته وار خوانش، نقد و بررسی شعر، داستان و طنز انجمن برگزار شود. دوستان میتوانند آزادانه شرکت کنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 11:40  توسط گروه دبیران انجمن  | 

            یک گلة کوچک از سهل انگاری بزرگ

خواننده گان عزیز! چندی بود که بنا به مشکلاتی مدیریت وبلاگ را بنا به تقاضای داستاننویس (و در این وقتها شاعر) جوانی از اعضای انجمن برایش سپرده بودیم ولی ایشان نه تنها مطلبی یا گزارشی در وبلاگ نیانداختند بلکه رمز ورود این وبلاگ را تغییر دادند بنا به همین عمل، از ایشان گله مندیم و از شما خواننده گان عزیز پوزش میخواهیم و امیدوار استم تا ما از این به بعد مدیریت خوبی داشته باشیم.

          انجمن نویسنده گان بلخ

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 11:36  توسط گروه دبیران انجمن  | 

نقد باور بامیک

محفل ویژة خوانش و نقد سروده های عنایت الله باور بامیک از سوی انجمن نویسنده گان بلخ در تالار کتابخانة مولانا خستة شهر مزارشریف برگزار میشود.

زمان : روز پنجشنبه 3 حوت 1385 ساعت 3 بعد از ظهر.

شاعران، نویسنده گان و علاقه مندان گرامی میتوانند در این بزم ویژه شرکت کنند.

گروه دبیران انجمن نویسنده گان بلخ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 16:0  توسط گروه دبیران انجمن  | 

 تذکرهء شاعران و نویسنده گان امروزین بلخ به زودی به چاپ میرسد

balkhian

«سیما و سخن» یا تذکرهء شاعران و نویسنده گان امروزین بلخ ـ سمنگان و سرپل که به کوشش شاعر گرانمایه محمد صادق عصیان دبیر بخش شعر انجمن نویسنده گان بلخ ترتیب شده از سوی بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی افغانستان به چاپ میرسد.

در این کتاب که در سه بخش (شعر ـ داستان و طنز) تقسیم شده است زنده گی نامه ـ تصویر و نمونهء کلام هر نویسنده و شاعر در جایهای مشخص آن مطابق الفبای نام خانواده گی شان ترتیب گردیده به زودی به دسترس علاقه مندان ادبیات بلخ قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 15:21  توسط گروه دبیران انجمن  |